عبد الحسين نوايى

219

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

مردم مشهور است و بسيارى از معانى دقيقه در آن رساله مندرج و مذكور . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 341 ) مولانا عبد الجميل در سلك دانشمندان متعين انتظام داشت و چندگاه در دار السيادهء سلطانى به قلم دانش ، نقش افاده بر صحيفهء خاطر طلبه مىنگاشت . وفاتش در سنهء احدى عشر و تسعمايه اتفاق افتاد و جهت ضبط تاريخ مذكور كلك سخن‌گزار امير سلطان ابراهيم امينى به تحرير اين قطعه زبان گشاد : افسوس از آن سپهر دانش * كش بود چو ابر شيوه انفاق زان عيد جميل گشت نامش * كاراسته شد به حسن اخلاق تاريخ وفات او خرد گفت : * « علامهء بىمثال آفاق » ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 341 ) مولانا نظام الدين عبد الحق از اكثر مفتيان شهر به مزيد فقاهت ممتاز بود و چندگاهى به منصب قضا سرافراز شده به فيصل قضاياى شرعيه قيام نمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 341 ) مولانا سيفى در زمان خاقان منصور از بخارا كه وطن مألوف و مسكن معهود او بود به هرات آمده آغاز تحصيل علوم نمود و در ظل تربيت و رعايت امير نظام الدين عليشير آرام يافته احيانا به ملازمت آستان سلطنت آشيان نيز اقدام مىفرمود و بعد از چند سال به مقتضاى حديث « حب الوطن من الايمان » روى به ماوراء النهر آورد و به شرف استادى شاهزادهء سعيد بايسنغر ميرزا مشرّف گشت . دو سه سال در خدمت آن حضرت به‌سر برد و چون ميرزا بايسنغر از جام انتقام امير خسرو شاه شربت شهادت چشيد ، مولانا سيفى در بخارا ساكن گشت ، تا آن زمان كه دست قضا سجل حياتش درنوشت و آن جناب را اشعار دلفريب و معانى خاص بسيار است از